آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

86

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

طرف عزت و احترام خواهيد بود . بعد از اين ما از پادشاه مفارقت كرديم و آن كشيش متقلب كه بعدها تفصيلش را خواهيد شنيد كه چگونه ما را به خطر انداخت همراه ما بود ولى حسن على بيك كه مىبايست با ما بيايد عقب ماند كه پيشكشها را بياورند - زيرا كه آنها حاضر نبود - و در بندر انزلى كه ما مىبايست در كشتى بنشينيم ، به ما ملحق شود . شرحى كه ژرژمانو ارنيك نوشته بود تا اينجا ختم مىشود . پس براى فهميدن مابقى سرگذشتهاى سر آنتوان شرلى لازم است كه به كتاب مختصرى كه پارى نام شخصى از همراهان سر آنتوان نوشته است رجوع كنيم . اين منصف بعد از نگاشتن شرح مسافرت تا اين زمان بعد كلام خود را به عبارات ذيل امتداد مىدهد . در بحر خزر ما دو ماه تمام كشتىرانى نموديم و مورد صدمات و مخاطرات زياد واقع شديم و گذشته از طوفان دريا هوا هم نهايت گرفته و منقلب بود و چيزى نماند كه كشتى ما بشكند و دو دفعه به زمين تصادف نمود به‌طورى كه ما مجبور شديم كه قسمت غالب اشياء خود را به دريا بريزيم . بالجمله به عنايت الهى بعد از دو ماه كشتىرانى به مقصود خود رسيديم و چون وارد حاجى طرخان شديم حاكم آنجا از ورود ما مطلع شده يك نفر سلطان با قراولهاى چند ، پيش ما فرستاد كه از ما پذيرايى كنند و به قصر حاجى طرخان ببرند و در آن‌جا يك روز قبل از ما سفير ايران وارد شده بود . شاه عباس يك ماه قبل از عزيمت ما اين شخص را به حاجى